
ای دریغا که همه ی مزرعه ی دلها را علف
هرزه ی کین پوشانده است
و همه ی مردم شهر بانگ برداشته که
چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است که غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست
روز پدر مبارک ![]()

نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/04/25 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت
یه سلام گرم بی نهایت اول به ع ش ق م و سلام .... به شما که به کاخ خورشید آمدید .
یه کتابی براتون آماده کردیم که می خواستیم تقدیم کنیم به شما که شما هم هدیه کنید به ع ش ق تون
و اون کتابیه به نام کتاب گلستان سعدی که به صورت فشرده ( WinRAR archive ) و
در فایل PDF هست که دو دستی تقدیم می کنیم به شما
امید وارم که ازش نهایت استفاد رو ببرید و لطفا برای دانلود بر روی کلمه ی زیر کلیک کنید .
نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/04/18 ساعت 1 موضوع | لینک ثابت
آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي به خـدا، مثـل تـو تنهـاست،بخند دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند صبحِ فردا به شبت نيست که نيست تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند راستـي آنچـه بـه يــادت داديم پر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنيـاست، بخند

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه ی دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد ومعنا نمی شود
بی تو شکست پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو گلی وا نمی شود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود .
نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/04/13 ساعت 18 موضوع | لینک ثابت
برگرد همدم شبم تاسحر
چرا بسته ای بار سفر ؟
بی تو گلستانم شده کویر
برگرد و از ویرانه ی قلبم گذر
رحم کن به چشمان بارانیم
بی تو لحظه هایم مملو از خطر
خطر تنها شدن در ویرانه ها
منتظر خواهم ماند تا سحر
من با بی کسی رفیقم
سال ها با او سر کرده ام
***
نیامدی و خشکیده باغم
خداحافظ یار سحر
تقدیم به همه ی منتظران ![]()
نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/04/10 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرات فردا شدن نداشت
بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ زهره ی دریا شدن نداشت
در آن کویر سوخته ُ آن خاک بی بهار
حتی علف اجازه ی زیبا شدن نداشت
گم بود در عمیق زمین شانه ی بهار
بی تو ولی زمینه ی پیدا شدن نداشت
دل ها اگرچه صاف ُ ولی از هراس سنگ
آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت
چون عقده ای به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سر واشدن نداشت
تقدیم به تو ![]()
نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/03/31 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت

من وتوغنچهء نورستهءباغ بودیم
من وتوخورشیدبودیم درآسمان عشق
من وتو گل هر دستهء باغ بودیم
من وتو شبها ترانه سازمیکردیم
من وتوقصه های بستهءباغ بودیم
من وتو شراب عشق راساقی بودیم
من و تو ساغر شکستهءباغ بودیم
من و تو یک روح یک جان بودیم
من و تو جگر خستهء باغ بودیم
من وتوآشکارباهم زدگران پنهان
من وتو رازدار هستهءباغ بودیم
من و تو بلبلانیم خاموش وتنها
من وتو نغمهء گسستهءباغ بودیم
چه دیدی که ز من پیوند بریدی
من وتوعاشقان خجستهءباغ بودیم
نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/03/21 ساعت 16 موضوع | لینک ثابت

چو لاله خون شدم صد بارگریه کردم
هرلحظه که یادتو به ذهن من خطورکرد
نوشتم وبخواندم بیتی هزارگریه کردم
تو نداری خبر از آه پر سوز دل من
منم که ازهجرتوچو ابربهارگریه کردم
تو مست و سر خوش می نوشی بارقیبان
من زرشک این درد چوبیمارگریه کردم
نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/03/18 ساعت 0 موضوع | لینک ثابت

آن یار گم کرده ترااینجاست
بیرون مشوازکلبهءخودکه رقیبان
درکمین اندهوش کن گرگهااینجاست
گربرنجدخاطرتوعالم پریشان شود
ازغمت ماتم وشورو غوغا اینجاست
توندانی قدرخودای معدن ناز
که بمشتاق سودایت همه دنیااینجاست
توکجایی که نیایی دمی به کلبهءمن
زودبیاکه راهب زغمت تنهااینجاست
نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/03/14 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من این وبلاگ به عشقم تقدم میکنم که بدونه چه قدر دوستش دارم.
اگه شما هم خواستین میتونید به عشق تون تقدیم کنید تا بدونه که چه قد دوستش دارین.
و در مورد کسانی که می خواهند مارو لینک کنند لطفا مارو با نام
(( کوچیکترین وب سایت عاشقی ))
لینک کنید.
کاخ خورشید
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY