من وتوعاشق دل بستهءباغ بودیم

من وتوغنچهء نورستهءباغ بودیم

من وتوخورشیدبودیم درآسمان عشق

من وتو گل هر دستهء باغ بودیم

من وتو شبها ترانه سازمیکردیم

من وتوقصه های بستهءباغ بودیم

من وتو شراب عشق راساقی بودیم

من و تو ساغر شکستهءباغ بودیم

من و تو یک روح  یک جان بودیم

من و تو جگر  خستهء باغ بودیم

من وتوآشکارباهم زدگران پنهان

من وتو رازدار هستهءباغ بودیم

من و تو  بلبلانیم خاموش وتنها

من وتو نغمهء گسستهءباغ بودیم

چه  دیدی که ز من پیوند بریدی

من وتوعاشقان خجستهءباغ بودیم


 

نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/03/21 ساعت 16 موضوع | لینک ثابت