برگرد همدم شبم تاسحر

چرا بسته ای بار سفر ؟

بی تو گلستانم شده کویر

برگرد و از ویرانه ی قلبم گذر

رحم کن به چشمان بارانیم

 بی تو لحظه هایم مملو از خطر

خطر تنها شدن در ویرانه ها

منتظر خواهم ماند تا سحر

من با بی کسی رفیقم

سال ها با او سر کرده ام

***

نیامدی و خشکیده باغم

خداحافظ یار سحر

تقدیم به همه ی منتظران

 


 

نوشته شده توسط ..:: کوثر ::.. در 87/04/10 ساعت 19 موضوع | لینک ثابت